این کاروان به کجا میرود؟

چرا این عزا داری ها به دلم نمیشینه؟

 این همه غذای نذری پس چرا اینهمه گرسنه تو خیابوناست؟

این همه عابد و زاهد پس این همه فساد و فحشا تو خیابونا کار کیه؟

اگر واقعا عزا داریم پس چرا هیچ عوض نمیشیم؟!

واقعا فکر میکنیم که خوبیم و نیازی به تغییر کردن نداریم؟

اگر خوبیم پس این همه فساد و گناه و اشکای رو چشمای آقا امام زمان چیه؟

اگر بدیم چرا بعد از این همه عزا داری و مرثیه خوندن و اشک ریختن بازم پا فشاری میکنیم رو کارهایی که میکنیم؟

نکنه حاجتمون از این همه اشک توفیق بیشتر برای انجام گناهه!

این کاروان به کجا میرود؟

/ 2 نظر / 8 بازدید
حسین

سلام دوست دارم اگه مایل باشید باهم در ارتباط باشیم.چون دوست دارم با عشاقی که بغض دارن نصبت به دشمن و از گمراهی خود و اطرافیان داغی تو دلشونه , مرتبط باشم, آنقدر سرد است که شاخه های حواسم یخ زده اند خورشیدم آورید دیگر توان بازدمی هم نمانده است... الجل الهجل یا مولای یا صاحب الزمان...

گلبرگ های سوخته

گلبرگ های سوخته ! نه فقط حکایت در است و پهلوی شکسته نه ... گلبرگ ها حکایت سوختن فاطمه(س) تنها نیست ...داغ سوختن علی و حسن و حسین و زینب و ام کلثوم با خود دارد ... گلی سوخت با تمام گلبرگ هایش ... گویی قبل از مسجد و آن ضربت شمشیر ...قبل از سم و تشتی با جگر پاره ...قبل از کربلا و سرهای بریده ...قبل از پیر شدن عمه سادات ... قبل از تمام این اتفاق ها تمام آن عزیزان ... آن روز پشت همان در شهید شدند ...تمام گلبرگ ها پر پر ... تمام گلبرگها سوختند ! .....