مظلوم منم...!

چقدر مظلوم شدم! برای رضای خدا تقوی پیشه کردم و چشم به زمین دوختم و پیدا کردن آدم مناسب زندگی و ازدواج رو به مادرم و بقیه زن های اطرافم سپردم و اونها هم هیچ کاری نمی کنند. هر کاری از دستم بر میامد کردم! درس خوندم کار کردم تقوی کردم و... ولله انتظار زیادی هم ندارم تنها کسی رو میخوام که دین دار باشه و مثل من قربه الی الله زندگی کنه!

دو بار هم دل رو زدم به دریا و خودم دست به کار شدم و آدم پیدا کردم و رفتم خواستگاریش و هر بار آنچنان تیغی به جگرم زدن که ماه ها بلکه سال ها از دردش به خودم پیچیدم و هیچ کس به دادم نرسید!

الان که دارم به مظلومیت و بی کسی خودم فکر میکنم تنها دلم میخواد یه جای دنج و خلوت پیدا کنم که هیچ کس کاری به کارم نداشته باشه و از ته دل گریه کنم...

 

السلام علیک یا بنت رسول الله،

السلام علیک یا فاطمه الزهرا

/ 2 نظر / 7 بازدید
حسین

داداش قربون مظلومیتت که حرف دل منو زدی. دیگه اینقدر فشار بهم اومد که توی گوگل سرچ کردم: خدایا چیکار کنم..؟ و به وبلاگ تو رسیدم. همینها رو که گفتی وضع منه، این هم از من! تا بدونی تنها تو نیستی. خدا به داد همه مون برسه. البته که هیچ راهی غیر از در خونه خدا رفتن هم نداریم. اینو مطمئن باش. اما از این زجر کشیدن به چه حاصلی می رسیم الله اعلم!

ابن سبیل

حسین آقا، خیلی وقت پیش برام نوشتی ولی الآن جواب میدم. کلی فکر کردم آخرش هم به این رسیدم که ما باید نیت رو صاف کنیم و زحمت بکشیم و نگران نباشیم چون: هر که در این بزم مقربتر است جام بلا بیشترش می دهند....